مستندسازی شواهد: ۲۷ فروردین تا ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
بردیا موسوی | مسائل استراتژیک ایران | 16 می 2026
بر اساس دادههای OSINT و منابع بینالمللی
شبکه افق صدا و سیمای رژیم ایران در جمعه 25 اردیبهشت دست به یک کار بیسابقه زد. یک نظامی سپاه، نقابزده در تلویزیون رسمی حاضر شد و به مخاطبان و حامیان رژیم ایران آموزش کار با کلاشنیکف میداد. بخش مشابه آموزشی دیگری نیز همان شب در شبکه دو سیما پخش شده است. این برنامه بین تحلیلگران نظامی عموما به عنوان آمادگی برای حمله زمینی آمریکا فرض شده است.
البته نشانهها و سیگنالهای قوی وجود دارند که میگویند رژیم ایران نه تنها خود را برای جنگ دارد آماده میکند که به طور ویژه برای حملات احتمالی زمینی در حال آمادهسازی است. در یک ماه گذشته، رژیم ایران در سه لایه گفتمانی، ساختاری و میدانی آرایش خود را از حالت پاسخ به حمله موشکی و هوایی به دفاع ضدتکاوری و نبرد شهری تغییر داده است. این چرخش، نه در یک سند رسمی بلکه در دهها سیگنال همگرا قابل ردیابی است. هیچیک از این سیگنالها بهتنهایی قطعی نیست. در مجموع اما، یک تصویر منسجم میسازند که با ارزیابی پیشین ما در تحلیل شاخص فرسایش و مرگ رژیم سازگار است.
پنجشنبه 27 فروردین 1405، سرتیپ اکرمینیا (سخنگوی ارتش) در گفتوگوی زنده تلویزیونی اعلام کرد یگانهای ارتش در حالت آمادهباش هستند و آتشبس فعلی برای ارتش تفاوت چندانی با شرایط جنگی ندارد، به همین دلیل امکان برگزاری مراسم رژه روز ارتش وجود ندارد. لغو رژه 29 فروردین، اولین لغو این برنامه 47 ساله در رژیم است. حتی در اوج جنگ ایران و عراق، رژه ارتش هرگز لغو نشد. این رفتار یک معنا دارد: فرماندهی، ریسک ضربه به تجمعات نظامی را در شهرها واقعی ارزیابی میکند.
ده روز بعد، سرلشکر حاتمی (فرمانده کل ارتش) در ارتباط برخط با تمام فرماندهان نیروهای زمینی، پدافند هوایی، هوایی و دریایی، فرمولبندی صریحی بهکار برد: «در صورت اقدام دشمن به اجرای عملیات زمینی، یک نفر هم نباید جان سالم به در ببرد.» توجه به فعل جزیی «یک نفر» مهم است. این فرمول، فرض راهبردی فرماندهی را آشکار میکند: سناریوی مرجع، عملیات تکاوری یا هلیبرن محدود است، نه تهاجم زمینی متعارف.
سؤال این است: اگر فرماندهی واقعا معتقد بود جنگ تمام شده است، چرا اصطلاح «شرایط جنگی» را در گفتمان عمومی حفظ میکند، رژه را لغو میکند و دستور رصد لحظهبهلحظه میدهد؟ پاسخ روشن است. این رفتارها هزینه دارند و هیچ نظام نظامی هزینه را برای نمایش نمیپردازد.
رکوردها نشان میدهند آموزش رسمی سلاح به جمعیت غیرنظامی روی آنتن ملی، در چهار وضعیت قبلا رخ داده است: شهریور 1359 ایران (آغاز جنگ ایران و عراق)، اوکراین فوریه 2022 (آستانه تهاجم روسیه)، اسراییل پس از 7 اکتبر، و کوبا 1962 (بحران موشکی). در هر چهار مورد، رژیم میزبان بهطور همزمان دو پیام را مخابره میکرد: «دشمن واقعا میآید» و «شما باید بجنگید».
این سیگنال کارکرد دوگانه دارد. در سطح نخست، آمادهسازی برای نبرد ضدتکاور در عمق ایران. در سطح دوم، تقویت اقتدار ابزاری رژیم بر بدنه بسیج. هر دو کارکرد با فرض «جنگ زمینی محتمل» سازگارند، نه با فرض «آتشبس پایدار».
ایراناینترنشنال (6 می) گزارش داده محمود میرلوحی (معاون سابق وزیر کشور) صدا و سیما را به «تقویت لفاظی تندروانه» انتقاد کرده و هشدار داده این رویکرد «شکافهای اجتماعی را در لحظه حساس عمیقتر میکند.» پیمان جبلی (رئیس صداوسیما) در پایان دوره 5 ساله و جانشینان احتمالی (علی دارابی، عزتالله ضرغامی) «عملگراتر» ارزیابی شدهاند. یعنی حتی درون رژیم ایران هم از سیگنالهای جنگی تلویزیون نگرانی وجود دارد. (رده 1، ایراناینترنشنال)
نقطه اول: تیپ 177 متحرک هجومی ارتش در زابل. یگان متحرک هجومی (نه دفاع منطقهای) برای ضدحمله سریع. آمادگی تیپ 188 زرهی، 288 زرهی و مرکز آموزش 08 خاش توسط امیر سرتیپ جهانشاهی (فرمانده نزاجا) ارزیابی شده است.
نقطه دوم: تکاوران تیپ 45 شوشتر در اطراف اصفهان. (کیهان لندن، ادعا شده) از اوایل اردیبهشت 1405. سرتیپ اکرمینیا به ایرنا: «نیروها در آمادگی کامل برای محافظت از تأسیسات نگهداری اورانیوم، چون احتمال عملیات نفوذ یا حمله هلیبرن جدی گرفته میشود.» اورانیوم 60% ایران (440 کیلوگرم) عمدتا در همین مجتمع نگهداری میشود.
نقطه سوم: تکاوران عملیات ویژه نیروی دریایی (SNSF) در سواحل جنوب. «از آغاز جنگ تاکنون، این تکاوران در سواحل جنوب برای مقابله با هر گونه نفوذ احتمالی دشمن هوشیار و در آمادهباش کامل هستند.»
استقرار شبهنظامیان خارجی در داخل ایران: الحره (Alhurra) گزارش داده سپاه شبهنظامیان فاطمیون (افغان)، زینبیون (پاکستانی) و گروههای عراقی را از اردوگاه اشرف (دیالی، عراق) به داخل ایران منتقل کرده است. فرزین کرباسی (تحلیلگر کرد مقیم اقلیم کردستان): «دستور انتقال از سوی سردار وحیدی صادر شده است.» وظایف: ایستبازرسی در جادهها و محلات، حفاظت از تأسیسات حیاتی، یورش و دستگیری ایرانیان متهم به همکاری با آمریکا و اسراییل و اپوزیسیون. دلیل صریح: «سپاه پس از ضربات سنگین، در آمادگی برای جنگ زمینی یا خیزش مردمی، تصمیم گرفته بازوهای خارجی خود را در داخل ایران مستقر کند.» (رده 1، الحره)
سه منبع مستقل غربی (CNN، JINSA، Defense Security Asia) مستند کردهاند رژیم ایران نیروی نظامی اضافی، پدافند هوایی، موشکهای دوشپرتاب MANPADS و میدانهای مین ضد نفر و ضد زره به جزیره خارک منتقل کرده است. این تقویت پاسخ مستقیم به استقرار USS Tripoli + USS Boxer و 1,000 سرباز لشکر هوابرد 82 آمریکا در منطقه است.
نکتهای که در گزارشهای فارسی کمتر دیده میشود: تقویت خارک یک تصمیم پرهزینه است. هر مین ضد زره، هر MANPAD، هر تکاور اضافی، نشانه یک محاسبه راهبردی است. اگر فرماندهی واقعا معتقد بود تهدید موهوم است، این تجهیزات کمیاب و گرانقیمت را در جزیرهای محصور قرار نمیداد.
از سمت آمریکا: MV Ocean Trader (کشتی ارواح SOCOM، 159 SEAL) در دیگو گارسیا رصد شده (Sentinel-2، 8 می). پایگاه مخفی اسراییل در عراق (WSJ، 9 می). بریفینگ کوپر به ترامپ شامل «عملیات نیروهای ویژه برای تصرف اورانیوم غنیشده» (Axios، 30 آوریل). یعنی هر دو طرف همزمان برای سناریوی زمینی آماده میشوند. (رده 1، Sentinel-2، WSJ، Axios)
سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ در اردیبهشت 1405 دو رزمایش پیدرپی برگزار کرد. رزمایش «قائد شهید» (5 شبانهروز): آمادگی مقابله با دشمن، شامل RPG و سلاحهای ضد زره. رزمایش «جانفدا» (9 اردیبهشت): اجتماع گسترده گردانهای استان تهران با تأکید بر بسیج عمومی.
تفاوت کلیدی: محور از «دفاع پدافند هوایی» و «پاسخ موشکی» به «دفاع شهری و ضدتکاور در عمق» منتقل شده است. تأکید بر RPG و سلاحهای سبک، نه سامانههای موشکی، یعنی فرض اصلی نبرد نزدیک با دشمن مهاجم زمینی است.
رزمایش ضدBlack Hawk تهران (12 تا 14 می): سردار حسن حسنزاده (فرمانده سپاه تهران) رزمایش 5 روزه فرماندهی کرده است. Press TV: پهپادهای FPV به بنر بزرگ واقعی هلیکوپتر Black Hawk آمریکایی شلیک میکنند. Al-Monitor: «تمرین دفاع در برابر نفوذ هوایی دشمن آمریکایی و صهیونیستی.» Black Hawk هلیکوپتر اصلی نیروهای ویژه آمریکا (SOCOM) است. تمرین ضدBlack Hawk یعنی سپاه سناریوی فرود نیروهای ویژه آمریکا را شبیهسازی میکند. (رده 1، Al-Monitor، IRIA، Press TV)
سابقه عملیاتی: در 24 مارس، یک پهپاد FPV شبهنظامی عراقی وابسته به رژیم ایران یک Black Hawk آمریکایی را در Camp Victory بغداد هدف قرار داد. Defence Express: «آمریکا هنوز نتوانسته خود را با تهدید FPV سازگار کند.» (رده 1، Defence Express، Defence Blog)
دستگاه دیپلماسی (عراقچی، بقایی، پزشکیان) مرتبا پیام «آتشبس برقرار است» و «در حال مذاکره هستیم» را تکرار میکند. در همان زمان، دستگاه نظامی (حاتمی، اکرمینیا، جهانشاهی، پاکپور) عکس این پیام را مخابره میکند: «شرایط جنگی است»، «هر تعرض را پاسخ میدهیم»، «در آمادهباش کامل هستیم».
این شکاف نباید به «تقسیم کار سیاسی و نظامی» تقلیل داده شود. در نظامهای اقتدارگرا، گفتمان فرماندهی نظامی همیشه با اجازه و دستور سیاسی هماهنگ است. شکاف نهادی واقعی نیست، بلکه شکاف هدفی است: دیپلماسی برای مخاطب بیرونی و نظامی برای مخاطب درونی. پیام درونی: جنگ تمام نشده است، آماده فاز دوم باشید.
بیانیه سپاه در روز چهلم جنگ (19 فروردین): «پاسداران دستشان روی ماشه است و آمادهاند در صورت خطای محاسباتی دشمن، حماسهای بزرگتر بیافرینند.» این بیانیه: (یک) آتشبس را پایان جنگ نمیداند، (دو) فاز بعدی را «بزرگتر» میداند، (سه) «دست روی ماشه» را مطرح میکند، و (چهار) جبهه را «مشترک آمریکایی و صهیونی» تعریف میکند.
سپاه دریایی (10 می): «حمله به نفتکشها = حمله سنگین به پایگاه آمریکایی.» سردار موسوی (فرمانده هوافضا): «موشکها و پهپادها قفل شدهاند و منتظر دستور شلیک هستند.» بالاترین سطح تهدید رسمی از آغاز آتشبس. (رده 3، سپاه، ×0.75)
استراتژی «دفاع موزائیکی» (2005، سردار جعفری) سپاه را به 31 فرماندهی استانی مستقل تقسیم کرده است. مایکل کانل (Soufan Center): «این دکترین مستقیما از تحلیل محدودیتهای عملیات نظامی آمریکا در عراق، افغانستان و بالکان استخراج شده است.» رضا طلایینیک (معاون وزیر دفاع رژیم ایران، مارس 2026): «هر استان یک موزائیک است و فرماندهان توانایی و قدرت تصمیمگیری دارند. سیستم فرماندهی ما غیرمتمرکز است. طراحی شده تا زنده بماند.»
پروتکل «جانشین چهارم»: برای هر پست فرماندهی حیاتی، 3 تا 7 جانشین از پیش تعیین شده است. JISS: «اگر سپاه 350 پست فرماندهی و هر کدام 4 جانشین داشته باشد، سیستم 1,750 نفر آماده رهبری دارد.» عراقچی (1 مارس): «واحدهای نظامی اکنون خودمختار هستند و دستورالعملهای کلی از پیش دادهشده را اجرا میکنند.» شواهد قوی نشان میدهند اختیار شلیک موشک بالستیک از قبل به فرماندهان سطح پایینتر تفویض شده است.
عارضه خطرناک: حمله خودسرانه واحدهای خودمختار به ترکیه (عضو ناتو) و عمان رخ داده است. عراقچی: «اشتباه واحدهایی که مستقیما قابل دسترسی نبودند.» دفاع موزائیکی همانقدر که برای دشمن خطرناک است، برای خود رژیم ایران هم خطرناک است. فرماندهان محلی ممکن است بدون مجوز مرکز اقدام کنند.
منابع: Soufan Center، JISS (گرینبرگ)، الجزیره، BusinessToday، House of Saud، Joel Wong.
سپاه طرح جنگی بسیج به نام «طرح معین» (Mo'in Plan) دارد: نیروهای بسیج واحدهای سپاه را در سناریوی تهاجم تقویت میکنند. سلولهای «ماندگاری» (stay-behind) از قبل برای قطع خطوط تدارکاتی دشمن در عمق زمینهای کوهستانی مستقر شدهاند. IISS Military Balance 2026: بسیج قادر به بسیج 600,000 تا 1 میلیون نفر در زمان جنگ.
پلیس رژیم ایران از آغاز جنگ 1,463 «ایستبازرسی ویژه» مستقر کرده است. بسیج به دهها هزار سلول تقسیم شده: مساجد، مدارس و اردوگاههای زیر پلها. بعد از حملات پهپادی اسراییل به ایستبازرسیها (مارس)، برخی به زیر پلهای بزرگراه منتقل شدهاند.
رحیم نادعلی (مقام سپاه): استخدام کودکان 12 ساله برای ایستبازرسیها و وظایف لجستیکی. ناقض کنوانسیون حقوق کودک.
ناوگان «پشهای» سپاه دریایی: بیش از 1,500 قایق تهاجمی کوچک (زیر 10 تن) با سرعت 50 تا 110 نات. پایگاههای زیرزمینی دریایی در جزایر. رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» (12 روز قبل از Epic Fury) عملیات دریایی غیرمتمرکز و جنگ الکترونیک را آزمایش کرده بود.
منابع: IISS، Gateway Pundit/Graceffo، Wikipedia/Basij، JISS، JPost.
| رژیم ایران | آمریکا و متحدان |
|---|---|
| آموزش AK-47 تلویزیونی (افق + شبکه 2، 25 اردیبهشت) | MV Ocean Trader + 159 SEAL (Sentinel-2، 8 می) |
| رزمایش ضدBlack Hawk تهران (12 تا 14 می) | پایگاه مخفی اسراییل در عراق (WSJ، 9 می) |
| استقرار فاطمیون و زینبیون (مارس به بعد) | USS Tripoli ARG + 31st MEU (3,500 تفنگدار) |
| دفاع موزائیکی 31 استان فعال (1 مارس) | USS Boxer + 11th MEU (در مسیر) |
| تیپ 45 شوشتر اطراف اصفهان (اورانیوم 60%) | بریفینگ کوپر: «تصرف اورانیوم» (Axios) |
| MANPADS و مین در خارک | 82nd Airborne IRF (2,000 نفر) |
| 1,463 ایستبازرسی + کودکان 12 ساله | گنبد آهنین به امارات (رویترز) |
| ناوگان پشهای 1,500 قایق | عربستان بمباران عراق (رویترز) |
| FPV ضدBlack Hawk (Press TV) | بیانیه چندملیتی آزادی دریانوردی |
| فرمان «یک نفر هم نباید زنده بماند» | Cooper: «Epic Fury به همه اهداف رسیده» |
دهها سیگنال یک ماه گذشته را در یک قاب میگذارم: رژیم ایران در حال انتقال از دکترین «بازدارندگی تنبیهی» (deterrence by punishment) به دکترین «بازدارندگی انکاری» (deterrence by denial) است. تفاوت معنادار است.
در دکترین تنبیهی، شما به دشمن میگویید «اگر حمله کنی، تو را در جای دیگری مجازات میکنیم.» این دکترین تا اسفند 1404 کار میکرد. اکنون که آمریکا مستقیما وارد جنگ شده و خارک، اصفهان و سواحل ایران هدف بالقوهاند، دکترین تنبیهی کارایی خود را از دست داده است.
در دکترین انکاری، شما به دشمن میگویید «اگر بیایی، نمیتوانی برگردی.» هزینه عملیات را آنقدر بالا میبرید که خود عملیات بیمنطق شود. لغو رژه، استقرار تیپ 45 شوشتر در اصفهان، MANPADS در خارک، آموزش کلاشنیکف در تلویزیون، رزمایشهای شهری تهران، فرمان «یک نفر هم نباید زنده بماند»، فاطمیون و زینبیون در داخل، دفاع موزائیکی 31 استان، پروتکل جانشین چهارم، FPV ضدBlack Hawk، 1,463 ایستبازرسی و استخدام کودکان 12 ساله، همه در همین چارچوب قابل خواندن هستند.
این چرخش، یک پذیرش ضمنی است: تنها در صورتی به انکار روی میآورید که اعتراف کرده باشید مجازات کارساز نیست.
پیامد یکم: رژیم ایران در سطح فرماندهی جنگ را تمام نمیداند. هر توافقی در ذهن فرماندهی نظامی موقت تلقی خواهد شد نه پایان جنگ. این شناخت برای سیاستگذاری آمریکا و اروپا اهمیت دارد: تن دادن رژیم به پیشنهاد 15 مادهای، حتی اگر امضا شود، در ذهن خود رژیم پایدار نیست.
پیامد دوم: مرز میان دفاع بیرونی و امنیت درونی محو شده است. آموزش کلاشنیکف و بسیج عمومی هم برای حمله بیرونی و هم برای سرکوب درونی بهکار میآیند. این کارکرد دوگانه نشانه ضعف است نه قدرت. تاریخ شهریور 1359 آنالوگ مفیدی است: بسیج عمومی خمینی، در باطن برای تثبیت قدرت بود. امروز هم همین الگو: بسیج عمومی، در ظاهر برای دفاع از خارک و اصفهان، در باطن برای انسجام درونی نظام در شرایطی که RDI به 63.4% رسیده و آستانه فروپاشی 1.6 واحد دورتر است.
پیامد سوم: ریسک محاسبه غلط افزایش یافته است. وقتی فرماندهی نظامی «یک نفر هم نباید زنده بماند» میگوید و دیپلماسی «آتشبس برقرار است» مخابره میکند، نخستین تماس میدانی بین تکاور آمریکایی و تکاور سپاه میتواند فورا تشدید شود. حالت آستانهای (knife-edge) در نظریه بازی. دفاع موزائیکی این ریسک را چند برابر کرده: فرماندهان محلی با اختیار پیشتفویضی ممکن است بدون مجوز مرکز اقدام کنند، چنانکه در حمله خودسرانه به ترکیه و عمان رخ داد.
برای تحلیل RDI: شاخص در روز 77 به 63.4% رسیده و فاصله تا آستانه فروپاشی 1.6 واحد است. احتمال فروپاشی (P≥65%): 20% (از هر 5 شبیهسازی، 1 بار). آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده، توزیع احتمال را به سمت دم بالا (upper tail) منتقل کرده است، نه به سمت میانه.
پایانبندی روشن است: رژیم ایران دارد بهطور همزمان دو پیام مخابره میکند: به دشمن میگوید «نیا» و به خود میگوید «اگر بیاید، آمادهایم.» اگر سازگار نباشند، یعنی رژیم خودش هم به نتیجه نرسیده. این عدم قطعیت درونی، خود یک شاخص دیگر است: شاخص فروپاشی محاسباتی فرماندهی.
منابع داخلی رژیم ایران: سرتیپ اکرمینیا (سخنگوی ارتش)، سرلشکر حاتمی (فرمانده کل ارتش)، امیر سرتیپ جهانشاهی (فرمانده نزاجا)، سردار حسن حسنزاده (فرمانده سپاه تهران)، سردار موسوی (فرمانده هوافضا)، رضا طلایینیک (معاون وزیر دفاع)، رحیم نادعلی (مقام سپاه بسیج)، محمود میرلوحی (معاون سابق وزیر کشور). شبکهها: افق، شبکه دو سیما، ایرنا، تسنیم، فارس، Press TV.
منابع بینالمللی OSINT: Al-Monitor (رزمایش تهران)، الحره (فاطمیون/زینبیون)، JISS (دفاع موزائیکی)، Soufan Center، الجزیره (جانشین چهارم)، Gateway Pundit/IISS (بسیج)، ایراناینترنشنال، Defence Express، Defence Blog، Sentinel-2، WSJ، Axios، CENTCOM، CNN، JINSA، Defense Security Asia.
منابع فارسی: کیهان لندن، rouydad24.ir، ghatreh.com، ایران عصر.